*عشق دروغ*love is lie*قسمت۵و۶*

یکشنبه 13 خرداد 1397 10:21

نویسنده: Mehregan pixie
آنچه گذشت: رامونا و کورالین نقشه کشیدن و مرینت اومد خونشون تا تکلیفا رو بگه که در مورد قدرت هاشون حرف زدن که نوبت به مرینت شد که رامونا ازش پرسید تو لیدی باگی؟ ***************** (از زبون مرینت) نمی‌دونم اونا باید رازدار باشن………چیکار کنم بگم؟! -درست……ه من ل……ی……د……ی…………ب……آ……گ……م(ای اممممم غششششششششششششش) برام خیلی کار سختی بود به لکنت افتاده بودم که یهو……………… ایییی خاک تو سرممممم رامونا افتادددددد!!!!!!!!!!!!!!!!!(من افتادم-_-) +میدونی اون خیلی طرفدار لیدی باگ بود در واقع طرفدار تو!(ارههههههههههههههه مننننننن طرفدارتممممممممم بوگابوووووو باگگگگگگ مای لیدی) -باید خیلی راز دار باشی من این راز رو به هیچکس نگفتم…………اینم کوامیم تیکی هس!(وایسین من اینجا زمین افتادماااا-_-) +وای تیکی تو خیلی خوشگلی واقعا دوستت دارم!(الوووووو من افتادممممم) &مرسی کورالین تو هم خیلی دختر خوبی هستی*-*(منم دختر خوبیم:() -بیا کورالین باید رامونا رو به هوش بیاریم(چیشد؟ بلاخره یکی منو یادش اومد=///) +الووو رامونا پاشووووووو دختر!(حال ندارم نازمو بکشین*-*) +داره ناز میکنه تیکی تو راه حلی پیشنهاد نداری؟(نازشو بکشین*-*) &کورالین انگار راه حل تو بهتره +واقعا!؟پس بگیرش(چیوووووو؟!) چشمام شیش تا شد(عینک بزن خوب-_-) کورالین رامونا رو چکککککککککککککک زد(ایییییییییی ای کوری بی ادب=/) *جییییییییییییییییغ!!!!!!!!!!!مرینت یو ار……………(به هوش اومدم*-*) خانم سایرین:بچه ها همه چیز رو به راهه؟!رامونا کف زمین چرا دراز کشیدی؟!صدای جیغتون تا پایین میاد تیکی پشت سرم قایم شد-اه ببخشید خاله سایرین رامونا لیز خورد و جیغ زد #اوه اشکالی نداره عزیزم رامونا حواست رو بیش‌تر جمع کن خداروشکر که چیزیت نشده! *عه اهان هویت مخفی……عااااا ببخشید دارم چرت و پرت میگم(داشتم ال بی رو لو میدادم-_-) واسه رامونا چشامو ریز کردم!باید حواسش رو بیش‌تر جمع کنه! #اه رامونا به یه استراحت نیاز داری مرینت میخوای شام اینجا بمونی؟(خودت بگیر بخواب عه-_-) -اوه نه!مرسی خاله اتفاقا مامان گفت که شام رو بیاین خونه ما^_^ #اوه دستش درد نکنه حتما میایم!کورالین و رامونا زودتر تکلیفاتون رو انجام بدید چون همه انجام دادن(چرا همیشه بقیه از ما سریعترن خدایی؟) *اه باشه الان انجام میدیم #من دیگه برم خداحافظ بچه ها -خداحافظ خاله! تیکی از پشت سرم اومد بیرون -رامونا داشتی چیکار میکردی؟!!!!هویت من باید مخفی بمونه!(یه اشتباهی کردم-_-) *خیلی ببخشید مرینت حواسم نبود مطمئن باش من و کورالین راز دار های خوبی هستیم -خیلی خب باشه این تیکی هس کوامیم! *از آشنایی باهات خوشوقتم تیکی! من عاشق تو و لیدی باگ هستم^_^ &ممنون رامونا! منم از تو خوشم میاد(همییییین؟!!!!!یعنی چی مال کوری از من بهتره-_-) *وقت سلفیهههههههههه لیدییییی جونممممممممممممممممممم^*^ میدونم اولاش زیاد جالب نی………ولی از یه قسمت به بعد باحال میشه*-*پس لطفا نظر بدینننننننن………………آنچه گذشت:مرینت هویتش رو به رامونا و کورالین گفت*-*. (از زبون رامونا):-وقت سلفیهههه لیدیییی جونممممممم کوریییی تو لطفا اون طرف وایسا میخوام تنهایی با لیدی بگیرم *وای آنقدر نگو لیدی من مرینتممممم*-* تیکی:رامونا هویت مرینت یه رازه مگه اینکه کسی بفهمه نباید هی بگی لیدی-_- -باشه خوب! (فردا):خوب وقت ماموریتهههه*-*رامونا پاشووووو قرار شد تو بچه بشی منم مامان-_-(چه نقشه ای کشیدین واقعا:/)*کوری فکر نمیکنی خیلی چرته؟اخه ادرین به چی حسودی کنه!؟ما دختریم :/ (عجب نقشه ای:||) -پس باید یه پسر گیر بیاریم:/فعلا ماموریت کنسله ولی باید به مری یاد بدی چجوری مخ ادرینو بزنه اصلاااا اون کیووو دوس داره؟!!!مرینتتت به این هلویی(هلوش از جنس کفشدوزکیش:|||)*خیلی خب پس باید به مری یاد بدیم که بهش بگه دوست دارم:/-خیلی خب تو برو لباست رو بپوش *باشه. (از زبون مرینت):کورالین و رامونا داشتن میومدن مدرسه ما راستش خوشحالم اینطوری هم با الیا هستم هم با اونا البته انگار همشون میخوان منو به زور به ادرین بچسبونن-۰- اخه من نمیتونممممم از کجا معلوم خراب نکردم:(صبحانه رو خوردم و با مامان خداحافظی کردم و دم در خونه رامونا و کورالین منتظر موندم(چه عجب دیر نکردی-_-)-اومدیم!زیاد موندی اینجا؟ -نه تازه اومدم اتفاقا *خوب پس بریم فقط یه سوال مری؟ -بله؟ *چرا به ادرین نمیگی که……؟ -میخوام بگم اما…… *خیلی خوب پس منو کورالین کمکت میکنیمممممم -نیاز نیست *چرا هست تو هیچی نگو -اه باشهههه-_- *اینجاست؟ -اره بیاین تو -اوممم مری تو اینجا فرندی داری؟ -اره الیا هست^_^ *اهان -اونا اونجاست! *اخیش معلم نیومده-_- الیا:دختر دیروز کجا بودی؟!نگرانت شدم!اینا کین؟!میشناسیشون؟! -خوبم خوبم!اره دخترخالم و دوستش تازه اومدن اینجا از کانادا اومدن &اوه سلام من الیا سزر هستم خوش اومدین *این حرف ها رو ولش چرا مری نمیتونه مخ ادرین رو بزنه؟(از همین الان شروع کردن به این بحث) &اوه تو هم میدونی؟!=))پس بهتره نقشه بکشیم فعلا نه!چون ادرین الان اومده ببین! -آیی اوه ببخشید معرفی نکردم من کورالینم اینم راموناس *-*


کامنت ها: نظرات
اخرین ویرایش: - -



ساخت آنلاین کد هدایت به بالا